×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار امروز

امروز : پنج شنبه, ۱ آبان , ۱۳۹۹  .::.   برابر با : Thursday, 22 October , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
خواستگار جوان دختر 16 ساله پس از کشته شدن او دستگیر شد

خواستگار دختر 16 ساله پس از کشته شدن او دستگیر شد

به دنبال فرار خواستگار جوان از محل حادثه ساعت ۴ صبح ۱۱ مرداد خبر سقوط مرگبار دختری ۱۶ ساله از پشت بام یک دبستان پسرانه در منطقه اتابک به مأموران کلانتری اعلام شد .
زمانی مأموران به محل حادثه رفتند مامان دختر نوجوان در بررسی‌ها اظهار کرد : چند وقتی است که دخترم المیرا با پسر ۲۱ ساله‌ای به اسم اشکان آشنا شده‌است ; پس از مدتی نیز خانواده‌ها با هم آشنا شدند و آن ها به خواستگاری دخترم آمدند , چون دخترم اشکان را دوست داشت و به نظر می‌آمد که وی پسر خوبی باشد با این وصلت موافقت کردیم و قرار شد که روز عید غدیر آن ها باهم عقد نمایند .

زن جوان خاطر نشان کرد :

شب حادثه اشکان به مدرسه‌ای که محل سکونتمان بود آمد برای شام می‌خواستیم روی پشت بام مدرسه جوجه کباب درست کنیم . من برای انجام کاری به حیاط آمدم که صدای جرو بحث آن‌ها‌را شنیدم و به دنبال آن دخترم از پشت بام به پایین پرتاب شد ; احتمال میدهم آن‌ها با هم زد خورد پیدا کردند و اشکان دخترم را هل داده باشد به دلیل آن که بعداز افتادن دخترم اشکان فرار کرد و من از وی شکایت دارم .

دستگیری خواستگار جوان

در پی اظهارات زن جوان , به دستور بازپرس جنایی , خواستگار جوان دستگیر و برای پژوهش ها به دادسرای امور جنایی پایتخت منتقل شد , البته پسر جوان مدعا شد که المیرا خودش را از پشت بام به پایین پرتاب کرده و در این مرگ هیچ نقشی نداشته است .

اشکان خاطرنشان کرد : من در یک بنگاه کار می کنم . ۲ سال قبل المیرا و دوستش به مغازه‌ای که در آنجا کار می کنم آمدند . دوست المیرا دنبال خانه بود من از المیرا خوشم آمد و از آنجا که پدر و مادرم از هم جدا شده‌اند من بیشتر با پدرم زندگی می کنم . ولی این اواخر متوجه شدم مادرم سرطان دارد هنگامی به خانواده‌ام ماجرای علاقه‌ام به المیرا را گفتم آنان با این ازدواج موافقت کرده و به خواستگاری وی رفتیم

خواستگار جوان

; همه چیز عالی پیش می‌رفت تا این که شب حادثه به مدرسه‌ای که محل سکونت المیرا و خانواده‌اش بود رفتم برای درست کردن جوجه کباب به پشت بام رفتیم . المیرا با مادرش جرو بحثشان شد . به وی گفتم چرا به مادرت بی‌احترامی می کنی , اما به من گفت دخالت نکن و به بهانه این‌که از شیر آبی که نزدیک کولر بود آب بخورد از من جدا شد . ناگهان به سمت لبه پشت بام رفت و خودش را به پایین پرتاب کرد . همگی این اتفاقات در کمتر از چند دقیقه رخ داد و اینجانب واقعاً شوکه شده بودم .

بنابراین بعداز بیانات پسر جوان به فرمان بازپرس جنایی , او در اختیار گروه تحقیق قرار داده شد و بررسی‌ها در این خصوص ادامه دارد .

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.