×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار امروز

امروز : چهارشنبه, ۳۰ مهر , ۱۳۹۹  .::.   برابر با : Wednesday, 21 October , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
سرگذشت زن 32 ساله از زبان کارشناس کلانتری

سرگذشت زن میانسال از زبان کارشناس آگاهی

زن ۳۲ ساله‌ای که در فراز و فرودهای زندگی به آوارگی و سرگردانی رسیده بود , درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری مشهد توضیحاتی ارائه اعطا کرد .

وی اظهار‌کرد : کودکی ۹ ساله بودم که مانند خیلی از دختران دیگر مهر فرزند طلاق بر پیشانی ام خودنمایی کرد و من هم قربانی ازدواج اشتباه پدر و مادرم شدم . ناسازگاری و درگیری آن ها به جایی رسیده بود که هر روز صدای فحاشی و دعوا , همسایگان را به خانه ما می‌کشاند .

زد خورد و قهر و آشتی آنها آن قدر بر روح و روان من و سه خواهر دیگرم تاثیر گذارده بود که همواره از محیط خانه فراری بودیم , تا اینکه بالاخره این اختلافات با قیچی طلاق بریده شد و سکوت و آرامش به منزل برگشت . در همین حال , مادرم سرپرستی من و خواهرانم را پذیرفت و من تا کلاس سوم راهنمایی تحصیل کردم و بعد از آن در حالی به خانه داری پرداختم که خواستگاران زیادی نداشتم , به دلیل آن که بی سر و سامانی و آشفتگی در خانواده ام آینده ما را هم تحت تاثیر قرار داد.

از سوی دیگر با مادرم هم رابطه خوبی نداشتم چرا که احساس میکردم مادرم بین اینجانب و خواهرانم تفاوت قائل است.به همین دلیل چشمه محبت را در خیابان‌ها جست و جو می‌کردم تا اینکه سه سال قبل با مردی ۴۰ ساله آشنا شدم که مدیر یک شرکت خصوصی بود و من زمانی برای معالجه مادرم به مطب یک پزشک در همان ساختمان می‌رفتم , او را می‌دیدم .

 

زن صیغه ای

 

«نریمان» که خودش را مجرد معرفی می کرد با جملات محبت آمیز و چرب زبانی مرا به دام انداخت به گونه‌ای که شیفته اش شدم و برای رسیدن به وی به همه چیز پشت پا زدم. در حالی که اختلافاتم با مادرم هم به اوج رسیده بود , روزی از خانه فرار و گریز کردم و به نریمان پناه بردم . وی با اجاره یک منزل , مرا به عقد موقت سه ساله در آورد و این گونه زندگی مشترک من و او آغاز شد.

ولی مدتی بعد وقتی فهمیدم نریمان متاهل و دارای یک فرزند است , عذاب وجدان گرفتم و از او خواستم تا صیغه نامه را فسخ نماید , اما او خویش را شیفته من نشان می‌داد و تهدید به خودکشی می کرد. اما اکنون که زن او متوجه ازدواج ما شده , او نیز سر ناسازگاری برداشته است و با سرقت طلاهایم مرا کتک زده و از منزل اجاره‌ای بیرون انداخته است . حالا اگرچه پشیمانم , ولی روی رجوع به منزل مادرم را نیز ندارم و . . .

شایان ذکر است , با دستور سرگرد جواد بیگی ( رئیس کلانتری سناباد ) بررسی کارشناسی این پرونده توسط مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی آغاز شده است.

برچسب ها : , ,

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.